اسكندر بيگ تركمان

1006

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

حسن پاشا بيچاره گشته زياده از آن قدرت مدافعه و حصار دارى نيافت عاقبت مغلوب جنود قزلباش گشته غازيان بحصار مستولى شدند و پاشا و اكثر سپاهيان كه بدست درآمدند عرصهء تيغ فنا گشته متملكات و ما يعرف ايشان با ذخيره كه بقلعه ميآوردند غنيمت سپاه ظفر شعار گرديد و زمان بيك و رفقا مظفر و منصور باردوى گردون شكوه بازگشته بسعادت بساط بوس نائل و خدمات ايشان مستحسن افتاد . ذكر فرستادن قرچغاى خان سپهسالار ايران بتسخير موصل و كركوك و توابع و سوانح آن سفر خير اثر بامداد و تقدير خالق نوع بشر [ 709 ] بعد از فتح و تسخير قلعه بغداد و قتل حسن پاشا در بغداد اختلال عظيم به حال مردم موصل و كركوك و شهر زور راه يافته از خوف و بيم سپاه قزلباش تفرقه و پراكندگى در ميانهء ايشان افتاد اكثر سپاهيان عافيت طلب سلامت جو سرخود گرفته بهر طرف رفتن آغاز نهاده رعاياء بيچاره در كمال قلق و اضطراب روز مىگذرانيدند و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بمحض صيانت احوال عجزه و زير دستان قرچغاى خان سپهسالار ايران را با فوجى از افواج قاهره و طبقات لشكر فيروزى اثر از امراء و قورچيان و غلامان و تفنگچيان و غير ذلك بجانب موصل و تسخير آن ولايت فرستادند خان احمد خان اردلانرا نيز بالكاء كركويه و شهر زور كه بالكاء اردلان اقربست ارسال داشتند سپاهيان قلعهء كركويه تاب توقف نياورده به طرف ديار بكر شتافتند و قلعه به تصرف خان احمد خان و عشاير اردلان درآمده رعايا را مستمال گردانيده بضبط الكاء و صيانت و نگهدارى رعايا قيام نمودند . اما گروهى از بىعاقبتان تبه روزگار به بسيارى ذخيره و يراق قلعه دارى فريب خورده در قلعه موصل توقف نموده و بلوازم اسباب قلعه دارى پرداختند و با عساكر ظفر شعار كه به آن ديار رفته بودند جنك و جدال آغاز نهادند . جناب سپهسالارى قاسم سلطان ايمانلوى افشار را با فوجى از افواج قاهره بمحاصره قلعه موصل مأمور گردانيده خود با بقيه سپاه تا حدود ديار بكر رفته ساحت آن ولايت را بجاروب نهب و غارت رفته با غنايم موفور بازگشته بر سر قلعه آمد محصوران كه در تنگناى محاصره بودند عجز و اضطرار خود را دريافته از مخالفت و اراده قلعه دارى نادم و پشيمان بودند و از اين طرف غازيان قزلباش سيبها پيش برده كار بر محصوران تنك ساختند و قلعه مشرف بر فتح و تسخير شده بود كه سپهسالار رسيده جنود اقبال بيشتر از پيشتر در تسخير قلعه مجد و ساعى گشته از اطراف و جوانب هجوم كردند محصوران فرياد الامان برآورده اظهار ايلى و انقياد كه در آنوقت حكم يأس داشت كردند . اما غازيان بقهر و غلبه بر قلعه مستولى گشته جمعى را كه بجنك پيش آمده بودند بتيغ قهر گذرانيده بعضى از ابطال رجال كه در اجل ايشان تأخيرى بودبجان امان يافتند و اموال و اسباب ايشان غنيمت غازيان شده قرچغاى خان سپهسالار مظفر و منصور از آن ديار عود نموده در حينى كه